این یادداشت به بررسی چگونگی سازگاری ساختارهای اقتصادی ایران با این شرایط نوظهور و راهکارهای عبور از بحران میپردازد.
مسعود اسفندیار مدرس دانشگاه و تحلیلگر اقتصادی مقدمه:
به گزارش عصر گمرک،ایران امروز در نقطهای ایستاده است که مرز میان «جنگ تمامعیار» و «صلح » بسیار شکننده است. پس از وقایع دردناک اسفند ۱۴۰۴ و آغاز آتشبس دوسویه در ۱۹ فروردین، کشور وارد فاز جدیدی از معادلات شده است. از یک سو، معادلات تنگه هرمز و تنشهای مرتبط با آن ، شوکهای شدیدی را به زنجیره تأمین و انرژی وارد کرده است. در این میان، مفهوم «تابآوری» دیگر صرفا یک شعار تبلیغاتی نیست، بلکه شرط بقای اقتصاد کلان و معیشت شهروندان به ویژه طبقات متوسط و پایین جامعه است.
این یادداشت به بررسی چگونگی سازگاری ساختارهای اقتصادی ایران با این شرایط نوظهور و راهکارهای عبور از بحران میپردازد. ۱. واقعیتهای جدید: فراتر از تحریمهای سنتی
تجربه دو دهه اخیر نشان داده است که تحریمهای آمریکا به تنهایی توانایی سیطره کامل بر اقتصاد ایران را نداشته اما ترکیب آنها با «جنگ ترکیبی» و « تحریمهای اقتصادی» معادلات تجاری و اقتصادی را دستخوش تغییر کرده است.
اختلال در تجارت انرژی: انسداد تنگه هرمزاثرات بازدارندهای بر صادرات نفت و گاز دارد و این امر در دراز مدت باعث کاهش درآمدهای ارزی شده و نیاز به مدیریت دقیق منابع ارزی را بیش از پیش آشکار میکند.
هزینههای نجومی لجستیک: هزینههای بیمه کشتیها، تغییر مسیر ناوگان تجاری و افزایش نرخ حاملهای انرژی، تورم وارداتی را تشدید میکند و در چنین شرایطی، تابآوری یعنی توانایی مدیریت شوکهای قیمتی در کوتاه مدت. ۲. اقتصاد مقاومتی: از شعار تا استراتژی عملیاتی
در شرایط حال حاضر، اقتصاد مقاومتی باید از حالت دفاعی به حالت تهاجمی-مدیریتی تغییر رویکرد دهد. تابآوری در این فاز بر سه رکن اصلی استوار است:
الف) خودکفایی استراتژیک در کالاهای اساسی
تجربه جنگهای گذشته نشان داد که هرچه کشور در کالاهای اساسی (غذایی، دارویی و خوراکی) خودکفا باشد، اثر تحریمها کمتر است.
امنیت غذایی: با توجه به اختلال در واردات و افزایش هزینههای حملونقل، باید حمایت از تولیدات داخلی کشاورزی و دامی در اولویت قرار گیرد.
صنایع دارویی: ایران در تولید بسیاری از داروهای پیشرفته به خودکفایی نسبی رسیده است. حفظ این زنجیره و توسعه تولید مواد اولیه دارویی در داخل، ضامن اصلی سلامت عمومی در شرایط کنونی است.
ب) تنوعبخشی به بازارهای هدف و همسایگان
با مسدود شدن مسیرهای سنتی صادرات به اروپا و غرب، ایران باید روی دیپلماسی اقتصادی با همسایگان و قدرتهای نوظهور تمرکز کند.
اتصال به شرق و جنوب: استفاده از ظرفیتهای سازمان همکاری شانگهای و بریکس برای مبادلات ارزی غیردلاری (مانند استفاده از یوان یا روبل) میتواند تا حد بسیاری از اثرات مخرب تحریمها بکاهد.
کریدورهای ترانزیتی: با وجود اختلال در تنگه هرمز، توسعه کریدورهای ریلی و جادهای به روسیه، پاکستان و ترکیه میتواند به عنوان شریانهای حیاتی برای جبران کسری تراز تجاری عمل کند.
ج) ثباتسازی نرخ ارز و کنترل انتظارات تورمی
در دوران پس از خروج کامل از جنگ، روانشناسی بازار به اندازه عوامل بنیادین مهم است.
شفافیت در سیاست ارزی: دولت باید با ایجاد شفافیت در منابع ارزی (بهویژه درآمدهای نفتی محدود باقیمانده) و توزیع عادلانه آنها، از نوسانات شدید ارزی جلوگیری کند.
سیاست انقباضی هدفمند: باید با سیاستهای پولی دقیق، نقدینگی غیرمولد را کنترل کرد تا تورم کاهش یابد. ۳. نقش بخش خصوصی و کارآفرینی در تابآوری
دولت به تنهایی نمیتواند سکاندار عبور از این بحران باشد. بخش خصوصی ایران که در سالهای اخیر با چالشهای زیادی روبرو بوده، اکنون میتواند موتور محرک تابآوری باشد.
حمایت از تولیدات با ارزش افزوده بالا: به جای تولیدات کالایی سنگین، تمرکز بر صنایع دانشبنیان، کشاورزی مدرن و خدمات فنی-مهندسی میتواند درآمدزایی ارزی سریعتری ایجاد کند.
انعطافپذیری زنجیره تأمین: شرکتها باید با تنوعبخشی به تأمینکنندگان داخلی و کاهش وابستگی به واردات قطعات حساس، آسیبپذیری خود را در برابر محاصره دریایی کاهش دهند. ۴. چالشهای پیشرو و هشدارها
در شرایط کنونی کشور، خطر گسترش شدت درگیریها (بهویژه در لبنان یا مستقیماً علیه زیرساختهای ایران) همچنان وجود دارد.
فرسایش زیرساختها: سرمایهگذاری در بازسازی و مقاومسازی زیرساختهای حیاتی باید در اولویت بودجههای عمرانی باشد.
شبکههای ایمنی اجتماعی (یارانههای هدفمند و بیمه بیکاری) باید تقویت شوند تا فشارهای خارجی کشور اثرگذاری کمتری در وضعیت کشور داشته باشند
تابآوری ایران در دوران جنگ و تحریم، صرفا به معنای انزوا یا ایستادگی در میدان نیست؛ بلکه به معنای «مدیریت بحران هوشمندانه» است.
با وجود معادلات تنگه هرمز، ایران میتواند با تکیه برخودکفایی در کالاهای اساسی؛ تنوعبخشی به شرکای تجاری (جهش به شرق)؛ ساماندهی اقتصاد کلان و کنترل تورم در کنار حمایت از بخش خصوصی و نوآوری از این بحران، عبور کند.
دولت باید با برنامهریزی بلندمدت، آسیبپذیریهای ساختاری اقتصاد را کاهش دهد تا در صورت هرگونه تشدید تنشها، ضربه به معیشت مردم به حداقل برسد.
تابآوری واقعی زمانی محقق میشود که اقتصاد داخلی چنان جانسخت و پویا شود که تحریم و جنگ، تنها به عنوان یک چالش مدیریتی دیده شود، نه تهدیدی برای بقا.