از روزهای طلایی پتروشیمی غدیر تا سقوط آزاد تولید؛ سهامداران و کارکنان تاوان کدام تصمیمات را میدهند؟
پتروشیمی غدیر سالها به عنوان یکی از شرکتهای شناختهشده صنعت PVC کشور، در تأمین نیاز بازار داخلی، حضور در بازارهای صادراتی و خلق ارزش برای سهامداران نقشآفرین بود. اما آمارها و رویدادهای ماههای اخیر، تصویری متفاوت از امروز غدیر ارائه میدهد؛ تصویری که از فاصله گرفتن این شرکت از روزهای طلایی خود حکایت دارد و پرسشهای جدی را درباره تصمیمات مدیریتی و آینده آن پیش روی سهامداران، کارکنان و سایر ذینفعان قرار میدهد.
به گزارش عصر گمرک و نقل از پترو نفت،گزارش عملکرد اردیبهشتماه ۱۴۰۵ نشان میدهد که اگرچه افزایش نرخ فروش محصولات به رشد درآمد ریالی کمک کرده، اما واقعیت اصلی در افت محسوس تولید و فروش نهفته است. تولید اردیبهشتماه نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴۹ درصد و حجم فروش ۵۸ درصد کاهش یافته است. همچنین تولید تجمعی دو ماه نخست سال ۷۵ درصد و فروش تجمعی ۶۹ درصد کمتر از مدت مشابه سال گذشته بوده است. چنین افتی را نمیتوان تنها به شرایط بازار یا عوامل بیرونی نسبت داد.
ریشه این وضعیت را باید در عملکرد سال ۱۴۰۴ جستوجو کرد؛ سالی که پتروشیمی غدیر یکی از ضعیفترین کارنامههای خود را به ثبت رساند. کاهش ۸ درصدی تولید و افت ۹.۵ درصدی فروش تناژی تنها بخشی از این عملکرد ناامیدکننده است. اما مهمترین نشانه افول شرکت، حذف کامل فروش دلاری است. پتروشیمی غدیر که در سال ۱۴۰۳ موفق به ثبت ۱.۶۷ میلیون دلار فروش صادراتی شده بود، در سال ۱۴۰۴ هیچ درآمد ارزی از محل صادرات نداشت.
صفر شدن فروش دلاری برای یک شرکت پتروشیمی صرفاً یک عدد نیست؛ بلکه نشانهای از از دست رفتن بازارهای هدف، کاهش قدرت رقابت و عقبنشینی از فرصتهای ارزآوری است. این پرسش مطرح میشود که چگونه شرکتی با سابقه حضور در بازارهای صادراتی، ظرف یک سال به نقطه صفر در فروش ارزی رسیده است؟
همزمان، آمارهای تأمین مواد اولیه نیز وضعیت مطلوبی را نشان نمیدهد. خرید اتیلن و کلر کاهش یافته و مهمتر از آن، تأمین ماده اولیه کلیدی EDC از حدود ۴۹ هزار تن به تنها ۱۱ هزار تن رسیده است. همچنین خرید ارزی مواد اولیه نیز تقریباً ۵۰ درصد کاهش یافته است. کاهش مواد اولیه، افت تولید را به دنبال دارد و افت تولید نیز کاهش فروش و از دست رفتن بازارها را رقم میزند. پرسش اینجاست که چرا این روند متوقف نشد و چه کسانی باید پاسخگوی نتایج آن باشند؟
در کنار این چالشهای عملیاتی، تصمیمات مدیریتی ماههای پایانی سال ۱۴۰۴ نیز به افزایش نارضایتی در میان کارکنان منجر شد. انتقال شتابزده تعدادی از کارکنان دفتر مرکزی به کارخانه، کاهش کارانه و پاداش بهرهوری پایان سال و بیتوجهی به دغدغههای کارکنان، فضای سازمانی شرکت را با تنش مواجه کرد؛ تا جایی که اعتراضها و تجمعهای اعتراضی در شرکت شکل گرفت.
کارکنان صرفاً بخشی از هزینههای شرکت نیستند؛ آنان ستون اصلی تولید و بهرهوری هستند. در شرایطی که تولید با روندی نگرانکننده در حال کاهش است، حفظ انگیزه و اعتماد سرمایه انسانی باید در اولویت قرار گیرد، نه آنکه با تصمیمات غیرکارشناسی بر دامنه نارضایتیها افزوده شود.
امروز سهامداران و ذینفعان حق دارند بپرسند چگونه شرکتی که روزی از بازیگران مهم صنعت PVC کشور بود، اکنون با کاهش تولید، افت فروش، حذف کامل درآمد ارزی و نارضایتی گسترده کارکنان مواجه شده است؟ چه برنامهای برای توقف این روند و بازگرداندن شرکت به مسیر رشد وجود دارد؟
پتروشیمی غدیر هنوز فرصت بازگشت دارد، اما این بازگشت بدون شفافیت، پاسخگویی و بازنگری در تصمیمات مدیریتی ممکن نخواهد بود. نمیتوان کاهشهای ۴۹، ۵۸، ۶۹، ۷۵ و ۱۰۰ درصدی را نادیده گرفت و از موفقیت سخن گفت. سکوت در برابر این روند، چیزی جز پذیرش ادامه سقوط نخواهد بود.